
یکی از مهمترین حوزههایی که باعث ورود نظرات دیگر اعضای خانواده به زوج میشود، الگوی تربیت بچههاست...
پدربزرگها و مادربزرگها تجربههای کمیابی درباره تربیت فرزندان طی سالها کسب کردهاند، اما مطمئنا نسلهای جدیدتر هر روز بیش از نسلهای قبلی خود با اصول مدرن تربیت فرزندان آشنا میشوند. به این ترتیب همیشه اختلافهایی در شیوه مراقبت از فرزندان بروز میکند. مساله بسیار مهم دیگر، آسانگیری بدون منطق و از روی عاطفه پدربزرگ و مادربزرگها در ساعتهایی است که از فرزند شما نگهداری میکنند. به علت عشق مفرط آنها به نوهها در بسیاری از موارد، قانونهای تربیتی شما شکسته میشود که ممکن است آسیبهای زیادی به سیستم تربیتی شما وارد کند.
یکی از بزرگترین آفتها برای تربیت فرزندان، وجود تفاوت در دیدگاه پدر و مادر پیرامون الگوی تربیت فرزند و نیز تفاوت بین دیدگاه والدین کودک با پدربزرگ و مادربزرگهاست. مثلا والدین با سختی زیاد مقررات ممنوعیت خوردن چیپس و پفک یا تنقلات را در خانه اعمال میکنند اما وقتی کودک به خانه پدر بزرگ میرود، به دلیل عشق و علاقه زیاد آنها، همه محدودیتها برداشته میشود و کودک به اشتباه فکر میکند پدر و مادرش آدمهای بیرحم و سختگیری هستند که او را از چنین چیز سادهای محروم میکنند.
از نظر علمی ۳ نوع الگوی تربیتی وجود دارد:
۱) الگوی تربیتی بر اساس اصول شناختهشده علمی که در چارچوب برنامهای بسیار ساده و علمی به نام «آموزش مدیریت والدین» (PMT) قابل اجراست. PMT برنامه آموزشیای است که در آن والدین برای کنترل رفتارهای مشکلآفرین کودک در خانه و مدرسه تعلیم میبینند.
۲) تربیت مطلقا سختگیرانه
۳) تربیت آسانگیرانه و بدون محدودیت و اصول
از این ۳ نوع الگو، بدترین الگوی تربیت، تربیت نوع سوم است. فرزندانی که در الگوی تربیت نوع دوم بزرگ میشوند، هر چند اعتمادبهنفس پایینی دارند اما معمولا سرنوشتشان آنقدر بد نیست که فرزندان تربیت نوع ۳ به آن دچار میشوند.
وضعیت بدتر هنگامی است که کودک مرتب بین محیط سختگیرانه و محیط بدون محدودیت و آسانگیرانه جابجا شود. در این وضعیت تعارضهای مهمی در کودکان شکل میگیرد که آثار خود را تا سالهای سال بر جای خواهد گذاشت.
سبک زندگی...ما را در سایت سبک زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100